..:::Aksestan:::..

مایلی سایرس و جاستین گاستون در کالیفرنیا

Posted by: خانوم مارپل on: March 16, 2009

مایلی سایرس و جاستین گاستون در کالیفرنیا

23 Responses to "مایلی سایرس و جاستین گاستون در کالیفرنیا"

aval:D

avaaaaaaaaaallllllllllllllllllll

saeed ….to!!!! :D cheghad khoshgelo khosh tip shodeee!!!bfesham bad nista!!!! :D man ke kheili az miley khoshmam miaaaaaaaaaaad!!!!mer3009567905094 azizammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

jofteshoon khooban, mer30 marppel jan:D

jofteshoon khooban, mer30 marppel jan:D

akhey nazi ghazal :D khob bashe ghazal aval=))))))) :D

akhjooooOooOooOooOOon!!!!misii!!!man avalam!!!!!!!! =))))) :D

آخجون سوووووووووووووووووم.سومم خوبه

باز اين فسقلس راه افتاد
اين نيم وجبي چرا نميره دندوناش رو درست كنه
مطمئن باشيد دوست پسرش يه مدت ديگه ولش ميكنه

من از قيافه دوست پسرش خيلييييييييييييي خوشم مي ياد. خيلي نازه. خودشم اينجا بامزه است. مرسي گلم

اين خاطراتش هم حتما تو كتاب بعدي به چاپ ميرسه

با الهه جون موافقم ، منم خيلي جاستين رو دوست دارم، سگشم دوست دارم
مرسي مارپل جون

salam.mer30

in doost pesare miley fek karde chon modele lebas zire mardoonas bayad biroonam zirpoosh beposhe
mer30

خوشم مياد عكساشون امون نميدن تو عكس سومي و اخري چه بامزه شده ههههه ..خومونيماااااااااا دوست پسر تيكه اي داره هاااااااااااااا ..

مرررررررسي مارپل جووووووووون

عجب دوست پسره جالبي .دانيل جان حق باتوه.دوست پسرش حتممممممممممممما بايد يايد ولش كنه اين عتيقه رو.واااااااااي كه متنفرم ازش

حضرت موسی همیشه برای عبادت به غاری می رفت تا در خلوت آن با معبود خود راز و نیاز کند.

هر بار که میخواست وارد غار شود کرمی را در ورودی غار میدید و مراقب بود که آن را له نکند.

این صحنه هر روز تکرار میشد هر زمان حضرت میخواست برای عبادت وارد آن غار شود باید مراقب میبود که

مبادا با کفش زندگی این موجود کوچک را بگیرد.

روزی هنگام عبور نزدیک بود که پایش به تن آن موجود کوچک و نحیف بخورد.سر بلند کرد و گفت:

پروردگارم تو خود مراقب آفریده ات باش تا آسیب نبیند من دیگر نمی توانم مراقب او باشم.

ندایی از آسمان رسید که: ای موسی اگر تو یکبار از دست این کرم شکایت کردی.او روزی هزار بار

سر بلند میکند و می گوید: پروردگارا تو که من را داشتی موسی را چرا آفریدی؟؟؟

من که از شنیدن این داستان هم بسیار خندیدم و هم متفکر شدم.

ان کرم به ارزش خود در پیش خدا واقف بوده که بی پروا چنین شکایتی را به درگاه خالقش کرده.

واقعا اگر ما به ارزش وجودی خودمان واقف بودیم آیا این وجود مقدس و پاک را آلوده گناه می کردیم؟؟؟

آیا اگر باور داشتیم مخلوق خالقی هستیم به این عظمت و قدرت آیا اینهمه با پستی های دنیا خود را حقیر

میکردیم؟

چرا باور نداریم چقدر با ارزش هستیم؟ چرا باور نداریم چقدر پروردگارمان مشتاق ماست؟

مگر نه اینکه خدا فرموده اگر بندگان من می دانستند چقدر مشتاق برگشتن آنها هستم در آنی جان می دادند؟

فقط یک دقیقه فکر کنید که چه هستید؟؟؟

فقط یک دقیقه…

چه بودید وقتی که متولد شدید؟ همان نوزادی که همه می گفتند مثل قران مقدس و طاهر است…

آیا هنوز آن پاکی و طهارت را دارید؟؟؟

فقط یک دقیقه…شاید بیدار شویم…

ای کاش

pesare behtare vali az koja malom velesh kone ….shayad in agha baraye sirat bishtar az sorat arzesh ghael bashe,na…..

eeeeeeeeeeeeeessssssshhhhhhhhhhhh

دوست پسرشو خيلي بيشتر از خودش دوست دارم

وای شادی جون خیلی زیبا بود گلم دستت درد نکنه .کلی تو فکر رفتم

اخی این دوتا فینگیلی ها چه حالی میکنن با هم

bfesh khieli naze az khodesham behtare

Leave a Reply

email adress

club aksestan


کلوب عکسستان

RSS update of club aksestan

  • An error has occurred; the feed is probably down. Try again later.

Categories

page rank

Powered by  MyPagerank.Net

Blog Stats

  • 1,407,049 hits